السيد موسى الشبيري الزنجاني

1868

كتاب النكاح ( فارسى )

4 / 2 / 1379 يكشنبه درس شمارهء ( 206 ) كتاب النكاح / سال دوم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خلاصهء درس قبل و اين جلسه : در جلسه قبل راجع به اينكه آيا تزويج ذات البعل هم مثل تزويج ذات عدة الغير موجب حرمت ابد مىشود يا نه ؟ صحبت كرديم و گفتيم كه صاحب جواهر نظرش اين است « 1 » كه تزويج ذات البعل هم مثل تزويج ذات العدة است و تقريب ايشان اين است كه : مقدمه اول : رواياتى كه دربارهء حكم ذات العده آمده است شامل ذات العده الرجعيه هم مىشود بعضى بالاطلاق و بعضى بالنصوصيه « 2 » . مقدمه دوم : روايت ديگرى هم داريم كه « المعتده الرجعية زوجة » و از اين روايت اتحاد حكم معتده رجعيه با زن شوهردار استفاده مىشود نتيجتاً حال كه ازدواج با معتده رجعيه موجب حرمت ابد است ، ازدواج با زن شوهردار هم موجب حرمت ابد مىشود . صاحب جواهر بعداً به استدلالش اضافه مىكند كه : علماى سابق هم كه به اين مسأله تصريح نكرده‌اند ، چون اتحاد ذات البعل و معتده را واضح مىدانسته‌اند و به صاحب حدائق بخاطر اينكه گفته است : « ظاهر اكثر در تزويج ذات البعل ، عدم ايجاب حرمت است » « 3 » ، اشكال مىكند كه بر عكس به خاطر وضوح اتحاد چيزى نگفته و رد شده‌اند . اشكال مرحوم حاج شيخ عبد لكريم به استدلال صاحب جواهر آقاى حاج شيخ در تقريرات درسشان « 4 » به استدلال صاحب جواهر اشكال مىكنند و مىفرمايند : اين استدلال در صورتى صحيح است كه آن جمله « المعتده الرجعية زوجة » المعتده الرجعية و الزوجه سيان فى الحكم باشد ، كه نتيجتاً هر جا

--> ( 1 ) جواهر الكلام 29 / 435 ( 2 ) مانند روايت حمران ( جامع الاحاديث ج 20 ، ص 449 ، ابواب ما يحرم بالتزويج باب 1 ح 17 ( 3 ) حدائق 23 / 578 ( 4 ) تقريرات نكاح آشتيانى ص 114